شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
273
نفثة المصدور ( فارسى )
كلمهء « سنمّار » بكسر اوّل و دوم و شدّ سوم بيش از « سنمار » بر وزن « گلكار » با « بوتيمار » هماهنگ است ، چه با اندك تسامح و إشباع حركت سين ، در اصطلاح فنّ بديع ، با آن سجعى متوازى برقرار مىكند . علاوهبر اينكه تبحّر و توغّل مؤلّف در ادب عرب ، و استعمال مفردات اين لغت بشيوهء معهود و مستعمل در اين زبان ، در پارهاى از مواضع اين كتاب ، باب اين احتمال را نيز همچنان گشاده خواهد داشت كه ضبط مسبوق بذهن و آشنا به گوش در عرف وى همان ضبط قواميس عرب بوده است . ( 340 ) - ص 74 س 4 كلّ حىّ سيموت زودا كه هر زندهاى بميرد . مراد آنكه : مدّت حيات آدمى هرچند به ظاهر طولانى نمايد ، در حساب جهان در حكم يك چشم زدن ، و بواقع و به چشم خرد سخت كوتاهست . قس : لم لا نبادر ما نراه يفوت * إذ نحن نعلم أنّنا سنموت « الأنوار الزّاهية فى ديوان أبى العتاهية » ص 37 . ( 341 ) - ص 74 س 7 شاد همچون . . . الخ اين مصراع عجز بيتى است از حكيم سنائى غزنوى شاعر نامدار ، و تمامت بيت در « حديقة الحقيقة » در دو مورد : ص 362 س 3 و ص 431 س 16 ، ( مورد نخستين با تفاوت « شاد » به - « راست » و نسخه بدل « شاد » ) چنين آمده است : در غرورش توانگر و درويش * شاد همچون خَيالِ گنج انديش ( 342 ) - ص 74 س 9 و 10 لو كنت حشو . . . الخ اگر درون پيراهن من بر روى نهالين پالان شتر من مىبودى ، ( اگر بجاى من مىبودى ) در سرزمين - هاى پست فراخ اين بيابانهاى هولخيز بىزنهار بانگ و فرياد